هارمونی اصوات باعث به وجود آمدن کلمات ، موسیقی می شود ، معانی را شکل می دهد و نیرویی قدرتمند از صدا را به همراه دارد ، که در ترکیب با تعالی و تجلی آن در خارج (خلاقیت) به موجودات زنده کمک می کند تا همزیستی کرده و زندگی را در قالبی سازنده ایجاد کنند.

این تبدیل صدا بر اساس قوانین هماهنگی است که زبان را شکل می دهد. مجموعه این صداها حامل قدرت مقدسی است که اساس چیدمان فضا و هر چیز خارج از آن را تشکیل می دهد.

هماهنگی حوزه ها - دکترین تنظیم موسیقی و ریاضی فضا.

در بدن پیچیده و شگفت انگیز انسان به عنوان بخشی از برهمن (روح مطلق) نیز چنین تنظیم موسیقی-ریاضی وجود دارد. صدای ما با ترکیبی طبیعی از لحن ، فرکانس ، گام و قدرت هماهنگی یا نبود آن را تشکیل می دهد. این هارمونی موسیقی خود ما ، که هرکسی به شیوه خود می خواند ، معنای درونی و بیرونی ما را شکل می دهد.

تعجبی ندارد که تمدن و فرهنگ در صدا جادو می دیدند. این آواز ، دعا ، سفارش یا حتی یک کلمه خانگی است (به طور مناسب گفته یا ناگفته ، با یا بدون پیام ، التماس یا نفرین شده است) که انرژی بی سابقه ای دارد.

در عین حال ، انعکاس کلمه سکوت است ، این سکوت است ، یک مکث است ، این یک آکورد نامفهوم از پوچی خارجی و غنی سازی داخلی است. سکوت برای تقویت قدرت کلمه وجود دارد.

بنابراین ، برخلاف صدا در سنت ها و آیین های مختلف ، از جمله آیین بودا ، تکنیک هایی برای هماهنگی صدا ، یعنی عمل سکوت ، به دست آمد. یکی از آنها ماها است.

ماونا

- یک روش مراقبه زاهدانه ، که برای تمرکز شخص بر احساس درونی او و محافظت از او در برابر کلمات غیرضروری طراحی شده است.
کسی که مونا را تمرین می کند مونی نامیده می شود.

مراقبه که از تبت ترجمه شده است "gom" به معنای اعتیاد است. عادت کردن به حالت روحی مطلوب. و یکی از این خصوصیات سکوت خواهد بود.

0989948
روسلان چوگونوف

مربی مدیتیشن در مرکز ریتم های زندگی ، نویسنده پروژه مدیتیشن در دفتر و مدرسه مدیتیشن:

سکوت ما می خواهیم به این حالت برسیم ، اما هر بار از روشهای ساده لوحانه تله های خارجی و مسمومیت استفاده می کنیم. برای رسیدن به سکوت مطلوب ، ما به روش های محتوای درونی نیاز داریم.

طبق آموزه های مراقبه ، 8 آگاهی وجود دارد. 5 آگاهی اول حواس ما هستند ، که از طریق آنها اطلاعاتی را از دنیای خارج می خوانیم ، آگاهی ششم اطلاعات را از حواس دریافت می کند ، نوعی ترانسفورماتور گیرنده ، برای انتقال بیشتر اطلاعات به آگاهی هفتم. در آگاهی هفتم ، افکار و عواطف ما شکل می گیرد ، یعنی قضاوت ها و تجربیات شکل می گیرد ، و سرانجام آگاهی هشتم یک انبار است ، یک پایه است ، لایه های حافظه است.

وقتی اطلاعاتی از حواس دریافت می کنیم ، بلافاصله در یک ثانیه قضاوت می کنیم و بعداً احساسات را شکل می دهیم. یعنی دور زدن آگاهی ششم. آنجاست که می توانید جریان مداوم استدلال و فرنی ذهنی ، واکنش ها و احساسات خودکار و مسابقه بی پایان برای دستاوردهای خارجی را بدست آورید. این به معنای از دست دادن بسیار زیاد انرژی است.

یعنی واکنشهای خودکار برای صرفه جویی در مصرف انرژی به ما داده می شود ،
بنابراین ، یک اتفاق در دنیای خارج رخ می دهد و بلافاصله ما با قضاوت و عمل متولد می شویم. و ما چنان قاطعانه با قضاوت ها ، افکار ، ایده های خود شناخته شده ایم که هیچ مکثی بین آنها وجود ندارد.

مواجهه با خود در برابر سکوت زمانی است که شما می خواهید بسیاری از مشکلات گذشته را حل کنید و حتی به برنامه های بیشتری برای آینده فکر کنید. سکوت نخواهید دید.

این همان چیزی است که من اولین کشف مدیتیشن می نامم: شما سکوت می خواهید ، و درون آن فکر و تأمل در همه زمان ها است. شما این را کشف کرده اید و این اولین کشف است. افکار بد نیستند ، فعالیت ذهن برای تولید افکار عملکرد طبیعی آن است ، چنین جلوه ای از انرژی ذهنی است و متوقف کردن این روند برای مدت طولانی غیرممکن و غیر ضروری است. مثل این است که بخواهید تنفس را متوقف کنید.

به منظور تجربه سکوت یا عدم وجود آن در هنگام مراقبه ، افراد باید شرایطی را برای بروز سکوت ایجاد کنند. این به ابزاری نیاز دارد.

ذهن شما می تواند بداند که به چه چیزی فکر می کند. شما فکر کرده اید و می توانید بدانید که چه فکر کرده اید. این دومین کشف مدیتیشن است - ذهن می تواند خودش را مشاهده کند.

آگاهی مراقبه ای مشاهده ای متمایز و ارزشمند است از آنچه در طول مدیتیشن انجام می دهید و حواس شما را پرت می کند. و وظیفه ما این است که اگر بیش از ذهن ما نباشد ، کمتر آن را آموزش دهیم. برای شناخت خود و دنیای خارج از دو ابزار استفاده کنید.

باقی مانده است که یک معلم پیدا کنید. اما چرا با برنامه کاربردی نیست؟

مثل این است که روی صفحه یک عکس از اقیانوس را ببینید و با پاهای خود در اقیانوس بایستید. مدیتیشن ذهن شما را پرورش و نظم می بخشد. ذهن یک بنده خوب است ، اما یک استاد بد است. شما باید استاد شوید. ذهن وقتی ببیند که آنها چه چیزی از آن می خواهند شروع به آرامش می کند.

این سومین کشف مدیتیشن است - سکوت. این یک نشانگر است ، یک عارضه جانبی خوب است ، خاصیت ذهن ، کیفیت بهبود یافته آن است. اما این هدف نهایی در مراقبه نیست ، بلکه فقط یک هدف متوسط ​​است. تنها با ذهن آرام می توان کاری انجام داد و هدف آگاهی است. زیرا اساساً هوشیاری در عین حال آرام و هوشمندانه است.

او را لمس کنید و به او فرصت دهید. از چنین ابزاری موثر ، سرزنده و رنگارنگ ذهن خود استفاده کنید. مدیتیشن هیچ آداب و رسوم مذهبی نیست ، در غیر این صورت مدتها پیش ناپدید می شد. این فرصت و پتانسیل شما در زمان ما است. به این پتانسیل سکوت رسیده و سایر خصوصیات شگفت انگیز خود را رشد دهید. و فراموش نکنید که سکوت مسئولیت درستی را برای خود و سایر افراد روی این کره خاکی به وجود می آورد. در غیر این صورت سکوت نیست ...

بعضی اوقات سکوت در اثر بیماری یا اضافه ذهن تحریک می شود ، گاهی اوقات ما خود به نشانه "سکوت" پی می بریم و گاهی اوقات شرایط یا افراد دیگر در مورد آن س askedال می کنند.

در هر یک از این موارد ، وقتی ساکت هستیم ، می بینیم و مخزن انرژی خود را گسترش می دهیم. به لطف سکوت ، ما ایده ها و دیدگاه های جدیدی در مورد خود و جهان داریم. ما ذخایر نشاط را دوباره پر می کنیم و جهان اطراف خود را متعادل می کنیم.

چه زمانی نیاز به سکوت بالغ می شود ، چه چیزی آن را تحریک می کند و آیا می توانیم مردم را مونامی "خاموش" بنامیم؟ و آیا بعد از سفر به دنیایی آرام ، مونا به رویکرد خاصی و نحوه زندگی بیشتر احتیاج دارد؟

مسکال
کارینا Moskalyova

معلم یوگا که ماونا را تمرین می کرد:

درخواست تجربه و همچنین جستجوی پاسخ از وسط می آید. همین کار با عمل مونا. برخی از مردم می خواهند خود را آزمایش کنند یا به لطف او خود را پیدا می کنند ، برخی از افراد با اعتیاد به مواد مخدر دست و پنجه نرم می کنند ، دیگران سعی در زنده ماندن از دست دادن یک عزیز دارند. شخصی به دنبال خدا و دیگران است - این فقط معتبر و شیک است. صدها درخواست از طریق mauna تحقق می یابد ، اما همه مردم برای چنین ریاضتی آماده نیستند ، بنابراین همه مردم این عمل را تا پایان انجام نمی دهند. مهم است که صمیمانه بخواهید این تجربه را بدست آورید

ورزش ، مسافرت ، مشاغل مورد علاقه ، سرگرمی ها - همه اینها فقط حواس پرتی است ، آن را عوض می کند. سکوت شما را نیز متوقف می کند.
وقتی از چرخی که در آن دویده اید بیرون می آیید ، خود را از کنار می بینید. این قدرت تمرین است. متوقف کردن. با تشکر از او ، کسی زخمی می شود ، کسی بینش می یابد ، کسی اخراج می شود ...

این مانند بیدار شدن در یک ماتریس است ، اما همه آماده دیدن آن نیستند.

چگونه برای ماها آماده شویم و یک مورد مناسب را برای خود انتخاب کنیم

ماونا و ویپاسانا از نظر فلسفه و سنت متفاوت هستند. ماونا از آیین هندو به ما رسیده است ، این می تواند از سطوح مختلفی باشد و همراه با تمرینات یوگا (آساناها ، مدیتیشن ، پرانایاما) باشد. ویپاسانا از آیین بودا ناشی می شود ، این یک روش قدیمی مدیتیشن است ، از حداقل تحرک برخوردار است.

سوال آموزش فردی است. قبل از اینکه به تمرین بروید - به عزیزان خود هشدار دهید که دیگر نخواهید بود ، همه امور خود را طوری تنظیم کنید که هیچ چیز نگران و حواس شما را پرت نکند. از آنجا که غذا در طول تمرین گیاهی و سبک است ، اگر قبل از ترک رژیم خود را تغییر دهید تا به بدن عادت کند ، می توانید بدن خود را تنظیم کنید. ذهن خود را تنظیم کنید: کمتر ارتباط برقرار کنید ، هیچ برنامه ای تنظیم نکنید ، یاد بگیرید که در لحظه "اینجا و اکنون باشید" و برای پذیرفتن هر شرایطی آماده باشید.

و هیچ دستورالعمل و نتیجه ای وجود ندارد ، اگر این کار را آگاهانه و صادقانه انجام دهید ، آنگاه همه به خواسته خود می رسند. گاهی اوقات اتفاق می افتد که هدف اولیه محقق شود و گاهی اوقات یک فرد محصول غیر منتظره ای را درو می کند. اول از همه ، ماونا یک تجربه باورنکردنی است ، اگر بتوانید به روند ، معلمان ، قوانین ، جهان اعتماد کنید - این تجربه تجربه خواهد شد. اگر در طول تمرین کنترل ، عادت های قدیمی خود را رها کنید ، در مورد همه اتفاقات بدبین باشید - پس کوچکترین معجزه را متوجه نخواهید شد. در حال حاضر تقریباً هر حساسی "خودش" را به عنوان تمرین یوگا یا مراقبه انجام می دهد. فنون نویسنده و دیدگاه وی در زمینه تدریس. مکتب یا سنت سکوت که در آن تمرین می شود بسیار مهم است. اکنون هم نسخه های سبک وجود دارد و هم نسخه های معتبر و زاهدانه. انتخاب این امر به آموزش شخص و درخواست او بستگی دارد.

افرادی هستند که از دیوانه شدن می ترسند ، اگرچه چنین روش هایی ذهن را پاک می کند ، به شما می آموزد که احساسات ، واکنش ها ، افکار خود را کنترل کنید. اما قبل از یادگیری این موضوع - باید ببینید که چه مقدار در ذهن شما منفی است ، تا خودخواهی ، حرص و آز ، دروغ خود را بشناسید. همه نمی خواهند این را بپذیرند و همه جرات ادامه کار با آن را ندارند.

البته می توانید روزی یک ساعت به تنهایی سکوت کنید ، اما تجربه جمعی بسیار ارزشمند است. بنابراین ، اگر تصمیم گرفته اید که یک عمل اصیل درست انجام دهید ، توصیه من به شما: ابتدا با خود موافقت کنید که آن را به پایان برسانید تا آنجا نباشد. یک قصد و تصمیم قوی تشکیل دهید. به عنوان یک پزشک ، می توانم بگویم که ماونا ، جایی که همه چیز "واقعی" است ، یک فرایند کاملاً پیچیده است. 10 روز در یک رژیم سخت ، با رژیم غذایی و حداقل راحتی - این ریاضت است ، این یک عمل درست است. اگر همه کارها را صادقانه و صادقانه انجام دهید ، پس Mauna به نظر شما یک کار تایتانیک روی خودتان است.

کارینا Moskalyova مطمئن است که حتی پس از گذراندن 10 عمل "antar-mauna" دستیابی به آن غیرممکن است ، زیرا antar-mauna واقعی یک سکوت درونی است ، یعنی فقدان گفتگوی داخلی. این یک کنترل عظیم بر ذهن و شعور است.

من فکر می کنم این فقط توسط حکمای بزرگ محقق می شود. در عوض ، ما اغلب از mauni برای پاک کردن هوشیاری و ضمیر ناخودآگاه خود از سر و صدای اطلاعات ، برنامه های قدیمی ، دگم ها و سنکر استفاده می کنیم. سعی کنید خود را در جریان افکار و اشکال آنها احساس کنید.

چگونه بعد از تمرین زندگی کنیم؟

این تصور که بعد از تمرین متفاوت شده اید مدت زیادی طول نمی کشد. زندگی ، عادت ها ، فرهنگ جامعه ، شهر شما ، در پایان ، به سرعت "زمین گیر" خواهید شد. مراقبه در کوه و در یک فضای تخصصی راحت است ، اما چگونه باید در اتوبوسی که در گرمای 30 درجه کاملاً گرفتار مردم است هوشیار باشیم؟ من می توانم توصیه کنم به جز اینکه این شرایط بعد از مونا برای طولانی تر نگه داشته شود و به خودی خود قدیمی و زائد نباشد.

بعد از تمرین ، ممکن است احساس خستگی یا تب کنید ، زیرا فرایندهای جدیدی در مغز شما در حال انجام است که زمان می برد. اما نترس

در هر صورت ، من به شما توصیه می کنم تماس با جهان خارج را به حداقل برسانید ، آرام باشید ، و انرژی را در داخل نگه دارید. اما هر تجربه ای فراموش می شود ، وظیفه شما انتقال آن است در حالی که در قلب شما است به زندگی عادی. از تحولات نترسید ، آنها شما را به حقیقت خود می رسانند و خود را با دیگران مقایسه نکنید.

انواع mauni:

  • وانگ ماونا - کنترل بر زبان شخصی خود
  • Kashtha-mauna - امتناع از اعمال جسمی
  • Sushupti-mauna - سکوت ، سکوت ذهن.
  • Maha-mauna یک سکوت ذهنی و تمرین کامل ماهونا است
  • Mauna-sadhana یک تمرین روزمره از سکوت است ، تا طلوع آفتاب ، از ساعت 4 تا 7 صبح.
  • روزه سکوت بهتر است از بیدار شدن از صبح شنبه تا بیدار شدن در روز یکشنبه حفظ شود.بهترین آساناها برای mauna (vipassana): Padmasana ، Siddhasana ، Vajrasana ، Sukhasana ، Shavasana.

این تمرین شامل هشت مرحله است:

  • اول: ما زمان را انتخاب می کنیم و خود را به نظم فیزیکی می رسانیم.
  • دوم: در موقعیتی راحت قرار بگیرید و تنفس آگاهانه را از طریق تمام بدن شروع کنید.
  • سوم: بدن را شل کنید.
  • چهارم: 10-15 بار نفس عمیق بکشید.
  • پنجم: تمرکز کنید و مانترا بخوانید.
  • ششم: ما خود را به ذات خود می دهیم.
  • هفتم: روز خود را تصور کنید و قول دهید که زبان ، احساسات و احساسات خود را کنترل کنید.
  • هشتم: کف دست ها را در namaste تا کنید و از همه و همه چیزهایی که به زندگی کمک می کند تشکر کنید.

متن: آناستازیا سالاشنا
کلاژها: ریتم Media.ink

مواد محبوب

شما ادامه دادید نسخه بتا سایت rytmy.media. این بدان معنی است که سایت در حال توسعه و آزمایش است. این به ما کمک می کند تا حداکثر تعداد خطاها و ناراحتی ها را در سایت شناسایی کنیم و سایت را در آینده مناسب ، موثر و زیبا برای شما ایجاد کنیم. اگر چیزی برای شما مناسب نیست ، یا می خواهید چیزی را در عملکرد سایت بهبود بخشید - از هر طریق که برای شما مناسب باشد با ما تماس بگیرید.
BETA