در مواقع بحرانی ، مردم غالباً با اضطراب همراه هستند: از ترس از بیمار شدن یا مواجه شدن با بیماری عزیزان ، برای پیش بینی مشکلات مالی ، یا درک عدم امنیت آنها. آنچه مسئله ساز است این واقعیت است که خلاص شدن از آن غیرممکن است - زیرا این طبیعت ماست که ما را از سطح قدرت و توانایی خود آگاه می کند. بنابراین ، مبارزه با آن و تلاش برای نابودی آن بی معنی است. اما می توان آنرا تماشا کرد تا مدیریت شود. به عنوان مثال ، با استفاده از الگوریتم سؤالات ، پاسخ ها و اقدامات ساده حلقوی. از این گذشته ، وقتی توجهمان را به اضطراب تبدیل کنیم ، حل می شود.

دانمارکی
جانینا دانمارکی

روان درمانی به روش روان درمانی مثبت ، مربی معتبر دوره اصلی روان درمانی مثبت ، عضو اتحادیه رواندرمانگران اوکراین و اتحادیه اروپا روانپزشکان

قدم اول: چیزی که من بیشتر از آن می ترسم

اگر احساس اضطراب دارید ، دقیقاً به این فکر کنید که چطور آن را حس می کنید. از خودت بپرس: از چه چیزی بیشتر می ترسم (اکنون یا در آینده)؟ جوابها می تواند متفاوت باشد: من از از دست دادن شغل ، بیمار شدن ، یادگیری در مورد بیماری یا فوت یک دوست عزیز یا مرگ خودم می ترسم.

این سؤال را چندین بار برای خود تکرار کنید و با سؤال "پس چی؟" برای یافتن یک جواب روشن و واقعی آن را تکمیل کنید. از چی می ترسم؟ عزیزان را گم کنید. و بعد چی؟ من تنها خواهم ماند. و بعد از آن چه؟

مرحله دوم: چگونه از نظر جسمی احساس می کنم

باید خودتان بدانید که چگونه این ترس را از نظر جسمی تجربه می کنید. چه اتفاقی برای شما می افتد: تمام بدن کوچک می شود ، در معابد فشار می یابد ، شروع به لرزیدن می کند. سعی کنید خود احساس بدنی را ردیابی کنید.

اگر نمی توانید ترس خود را از نظر جسمی احساس کنید ، سعی کنید دوباره از خود بپرسید: من از چه چیزی بیشتر می ترسم؟ چه اتفاقی دارد برای من می افتد؟ از اینکه می ترسم خودم را بپذیرم ، از ترس دیدن دیدن یا چه چیزی برای یادگیری می ترسم؟

سه واکنش عمیق انسانی

انسان فقط سه واکنش عمیق و باستانی دارد:
- بودن؛
- اجرا کن؛
- بی حسی

مهم است که چگونه بدن شما واکنش نشان می دهد را کنترل کنید: پرخاشگری - می خواهید حمله کنید ، نابود کنید (ضرب و شتم کنید) یا ترس کنید - می خواهید دویدید ، پنهان شوید (فرار کنید) یا بی حسی کنید - وقتی نمی توانیم ضرب و شتم کنیم و فرار کنیم ، احساس شوک و بی حسی می کنیم ، گویی بدن سعی دارد وانمود کند. .

 

اکنون ، در طول قرنطینه ، اکثر ما در حالت بی حسی هستیم. ما نه می توانیم از مشکل فرار کنیم و نه آن را از بین ببریم ، بنابراین در معرض خطر هستیم.

دلهره و شوک غالباً به واکنش انکار تبدیل می شود. به همین دلیل است که بسیاری از مردم با گسترش ویروس ها وضعیت فعلی را نادیده می گیرند و این احساس را که هیچ اتفاقی نیفتاده است و هیچ اتفاقی برای من نخواهد افتاد ، انکار می کنند. این یک واکنش محافظ است ، اما پایان خواهد یافت و همچنان به اضطراب منجر می شود ، یا به "ضرب و شتم" یا "دویدن" تبدیل می شود.

مرحله سوم: کاری که من می خواهم از نظر جسمی انجام دهم

تصور کنید اگر بدترین اتفاق افتاده است ، چگونه می توانید این رویداد و این احساس را با بدن خود زندگی کنید.

حرکت خود را ردیابی کنید: آیا می خواهید کاری انجام دهید؟ به عنوان مثال: اگر در هنگام اضطراب می خواهید غذا بخورید ، می خواهید آپارتمان را تمیز کنید ، ورزش کنید ، زیاد کار کنید ، این مسئله درباره احساس پرخاشگری (ضرب و شتم) است ، زیرا به نظر می رسد ما می خواهیم چیزی را تصرف کنیم. اگر می خواهید بخوابید ، می خواهید بیشتر نماز بخوانید یا مراقبه کنید ، احساس بیحسی داشته باشید ، افراد فعال را تحریک کنید ، این یک احساس ترس (دویدن) است.

مرحله چهارم: آنچه به آن اعتقاد دارم ، یا به آنچه ایمان می آورم

هنگامی که احساسات جسمی خود را درک می کنید ، از خود بپرسید: در حال حاضر به چه چیزی اعتقاد دارم یا به چه چیزی اعتقاد دارم؟ تصور کنید که به یک قدرت بالاتر که توسط دولت و یا اطلاعات جعلی محافظت شده است ، اعتقاد دارید. اما در مقطعی متوجه می شوید که احساس بی دفاع می کنید.

مرحله پنجم (مرحله دوم را تکرار می کند): آنچه از نظر جسمی احساس می کنم

دوباره از خود بپرسید: در یک لحظه اعتقاد شدید ، یا یک لحظه ناامیدی ، دقیقاً چه جسمی احساس می کنم؟ من می خواهم حتی بیشتر دعا کنم ، می خواهم آپارتمان را بیشتر تمیز کنم ، به دنبال کمک باشم ، می خواهم مخفی شوم و غیره.

چرا احساسات جسمی مهم هستند؟

انسان در بدن متولد می شود و همه درگیری ها و همچنین انسان اضطراب بدن را پردازش می کند.

مرحله ششم (تکرار سوم): کاری که من می خواهم از نظر جسمی انجام دهم

ما باید عملی را پیدا كنم كه می خواهم انرژی خود را هدایت كنم: وقتی ایمان خود را از دست می دهم ، با تمام دنیا عصبانی می شوم ، از ناامیدی خود عصبانی می شوم ، می خواهم دستانم را موج بزنم ، پاهایم را لگد بزنم (پرخاشگری - ضرب و شتم) ، یا همه را به فرار ، فرار كنید (ترس - فرار كنید) ) یا وقتی به چیزی ایمان پیدا می کنم ، می خواهم دعا کنم و شروع به عمل کنم - حتی با شدت بیشتری دعا کنم.

یاد آوردن:

آیا در کودکی شرایط مشابه و احساسات جسمی مشابهی داشتید؟ چه زمانی اینگونه احساس کردید ، آیا می خواهید کاری انجام دهید ، یا این کار را انجام داده اید (با والدین خود نزاع کنید و سپس پای خود را لگد بزنید ، شما را با مشت های خود کتک بزنید یا حتی به اتاق یا خانه دیگری فرار کنید)؟ در این لحظه ، هنگامی که با حافظه خود روبرو می شوید و به یاد می آورید که چگونه در یک وضعیت مشابه رفتار کرده اید - منابع خود را به دست می آورید و می فهمید که چگونه در اینجا و اکنون عمل کنید ، تا بتوانید با اضطراب خود در اینجا در اتاق خود کنار بیایید.

مرحله هفتم: کجا و چگونه می توانم این کار را انجام دهم

هنگامی که انگیزه جسمی خود را گرفتار می کنید - تمایل به عمل ، سپس به این فکر کنید که کجا و چگونه می توانید عمل خود را اعمال کنید. وظیفه اینست که دقیقاً مکانهایی را که می خواهید به آنجا بروید (اجرا کنید) یا کارهایی که می خواهید با دستان خود انجام دهید ، پیگیری کنید: مناسب یا دور شوید. این تمایل را به یک اقدام مفید ترجمه کنید ، آن را شبیه سازی کنید: اگر می خواهید بروید ، سپس در اطراف اتاق قدم بزنید ، یا قدم بزنید که در آن تعداد کمی از افراد وجود دارند. اگر می خواهید کاری را با دستان خود انجام دهید ، دمبل ها را بگیرید یا کاری انجام دهید که بتواند دستان شما را از نظر جسمی اشغال کند: دست ساز ، آشپزی.

مرحله هشتم: تبدیل به عمل مفید

شما باید عملی را که می خواهید انجام دهید پیدا کنید و به شما کمک کند تا از لحاظ جسمی از لحاظ جسمی احساس قوت بیشتری داشته باشید. به محض اینکه احساس کردید از نظر جسمی قویتر شده اید ، مغز شما یک سیگنال دریافت می کند: من می توانم بزنم. من قوی هستم. و پس از آن زندگی در حالت اضطراب راحت تر است ، این بدان معنی است که ایمنی بدن شما تقویت می شود ، بهبود می یابد و احتمال عفونت با ویروس و انتقال شدید بیماری را به حداقل می رسانید. و اضطراب را برطرف می کند. دایره مثبت بسته می شود ، احساس شادی وجود دارد ، امید به بهترین ها. احساس آرامش از احساس اضطراب قویتر می شود.

الگوریتم های کمک به خود در اضطراب فرم چرخه ای زیر را دارد:

آگاهی از اضطراب> آنچه از نظر جسمی احساس می کنم> کاری که می خواهم از نظر جسمی انجام دهم> به این سwerال پاسخ دهید: آنچه را باور دارم / آنچه ایمانم را از دست می دهم> آنچه اکنون احساس می کنم> آنچه می خواهم از نظر جسمی انجام دهم> کجا و چگونه می توانم آن را انجام دهم> تحول در اقدام مفید

فهمیدن:

حذف زنگ هشدار غیرممکن است. سعی نکنید از آن دور شوید یا آن را سرکوب کنید. فقط می توان آن را ردیابی ، تماشا و مبارزه کرد. اضطراب همان چیزی است که ذاتاً ذاتی حیوانات ماست. اضطراب به ما کمک می کند تا میزان قدرت خود را دریابیم: من می توانم یا نمی توانم. و درک استراتژی رفتار (ضرب و شتم یا دویدن) نیز به اضطراب بستگی دارد. آنچه می خواهید از نظر جسمی انجام دهید را پیگیری کنید ، تماشا کنید و اضطراب به خودی خود برطرف می شود.

متن: جانینا دانمارکی
کلاژها: ویکتوریا شهردارووا

مواد مشابه

مواد محبوب

شما ادامه دادید نسخه بتا سایت rytmy.media. این بدان معنی است که سایت در حال توسعه و آزمایش است. این به ما کمک می کند تا حداکثر تعداد خطاها و ناراحتی ها را در سایت شناسایی کنیم و سایت را در آینده مناسب ، موثر و زیبا برای شما ایجاد کنیم. اگر چیزی برای شما مناسب نیست ، یا می خواهید چیزی را در عملکرد سایت بهبود بخشید - از هر طریق که برای شما مناسب باشد با ما تماس بگیرید.
BETA