موضوعات مشهور در میان افرادی که به سلامتی و سبک زندگی خود اهمیت می دهند ، اصول آیورودا ، طب چینی یا تجربه افراد دیگر است. اما در عین حال ما اغلب میراث نیاکان اوکراینی خود را فراموش نمی کنیم و با آرزوی "سلامتی قزاق قوی" برای اقوام خود ، در حقیقت ما به آنچه در پشت این عبارت است فکر نمی کنیم.

چرا اوکراینی ها "سلامت قزاق" را می خواهند؟

عبارتی که در زندگی ما کاملاً جا افتاده باشد ، فقط اتفاق نیفتاد. زمانهای آواز و توصیف شده قزاقهای اوکراینی خاطرات قزاقها را به عنوان مردانی قوی ، شجاع و ماندگار به دوران ما آورده است. و چگونه می توانست غیر از این باشد ، اگر قزاق مجبور بود مدتها در مزرعه زندگی کند ، فقط از آنچه طبیعت می دهد ، با لجاجت آموزش ببیند و قدرت و قدرت خود را افزایش دهد.

راز "داروی قزاق" در وحدت انسان و طبیعت نهفته است. بنابراین ، قبل از جمع آوری گیاهان برای درمان ، گیاهان دارویی با هر گیاه صحبت کرد و از او کمک خواست. قزاقها روی چمنها می خوابیدند و از زمین قدرت می گرفتند. طبق گفته های عامیانه ، به اصطلاح خصوصیات قزاق یا فالگیر ، قادر به بهبودی از زخم ها و بیماری ها بودند ، توطئه ها و سحرهای مختلف را می دانستند ، که در زندگی مدرن می تواند به عنوان روان درمانی تلقی شود.

چگونه با قزاق ها رفتار شد:

گیاهان و سایر مواهب طبیعت. مردان سخت گیر و ماندگار بندرت از بیماری های معمول ما رنج می بردند. وقتی هنوز احتیاج به بازیابی سریع وضعیت آنها بود ، قزاق ها از آنچه در اطراف بود استفاده کردند. محبوب ترین داروها گیاهان ، جوانه ها یا پوست درخت بودند. شکوفه آهک ، بابونه ، گیاه خار جان ، مریم گلی ، گل همیشه بهار ، مادر و نامادری که با آب جوش دم کرده کمک به سرفه و سرماخوردگی می کند.

تربچه سیاه که له شده و با عسل مخلوط می شود نیز دارویی معجزه آسای ضد سرماخوردگی محسوب می شود ، یا وسط آن را خالی می کنند و عسل را در آن "لیوان" می ریزند تا در طی یک روز عسل با آب مخلوط شود و داروی خوبی از آن خارج شود.

از سلاندین برای پینه ، زگیل و بثورات پوستی استفاده می شد. برای این کار آب گل مریم تازه بگیرید ، یا آن را با چربی مخلوط کرده و مناطق مورد نظر را روغن کاری کنید. دم کرده گیاه خولان ، تانسی ، نعناع ، گیاه چنار به طور قابل توجهی درد معده و مری را تسکین داده و علائم ناخوشایند را تسکین می دهد. افسنطین که به همین منظور نیز استفاده می شد ، هنوز توانایی تسکین تب و گرفتگی را داشت.

معجونها (گیاهان) در تابستان جمع می شوند ، جوانه ها در اوایل بهار ، زمانی که کاملاً متورم هستند ، جمع می شوند. فقط در اواخر تابستان ، در آغاز پاییز ، ریشه ها حفر شد ، زیرا در این زمان است که بیشترین قدرت را به دست می آورد. باید آن را با آب سرد شستشو داده و در هوای آزاد یا اتاق زیر شیروانی خشک کرد ، اما در معرض آفتاب قرار نگرفت.

معمولاً یک قزاق با یک لوله به تصویر کشیده می شود و همه نمی دانند که سربازان مخلوطی از گیاهان معطر را به تنباکوهای قوی مانند پونه کوهی برای بیماری های معده ، بومادران - "به این ترتیب که دست ها و پاها پیچ نخورد" ، یعنی درد روماتیسمی مفصلی ، اضافه کردند. جالب ترین مورد استفاده از چنین گیاهی مانند زرد شبدر است. ماهیگیران قدیمی که مجبور بودند ساعتها در کمر در آب بایستند ، آن را مانند داروهای ضدتشنج که سیستم عصبی را فرو می ریزند ، سیگار می کشند. قزاق ها که از این رسم باخبر بودند ، اگر نمی توانستند ظاهر دشمن در حال مرگ یا رفقا را فراموش کنند ، شبدر را نیز به گهواره افزودند تا تنش عصبی را از بین ببرد.

خاکستر ، باروت ، تار ، خاک ، خاک رس. به نظر می رسد که این کلمات هیچ ارتباطی با دارو ندارند و مورخ فرانسوی ، مهندس گیوم لواسر دو بوپلان ، که بیش از 17 سال در اوکراین زندگی می کرد ، یادآوری می کند: "" من قزاق ها را دیدم که برای خلاص شدن از تب ، نصف لیوان ودکا را رقیق کردند باروت ، این مخلوط را نوشید ، به رختخواب رفت و صبح در حالت خوب از خواب بیدار شد. او اغلب می دید که وقتی جراح نبوده ، قزاقها توسط تیرها زخمی می شوند و زخمهای آنها را با مقدار کمی زمین که قبلاً با کف بزاق روی کف دستها مالیده شده بود ، می پوشانند.

"به غیر از زمین ، برخی از خاکستر و باروت نیز گاهی اضافه می شد. خاک رس معمولی نیز زخم ها را خشک کرده و درد را تسکین می دهد. تار در طول جنگ ضروری بود. آنها زره ، کفش چرمی را روغن کاری می کردند و پوست سربازان و اسب ها را معالجه می کردند. بوهدان خملنیتسكی كتابهای جهانی ویژه ای صادر كرد كه به كسانی كه به تار مشغول بودند امتیازاتی اعطا می كرد و این امر از اهمیت "محصول سیاه" در روزهای قزاق خبر می دهد. از تار برای روغن کاری سبیل و "شاه ماهی" نیز استفاده می شد و گاهی اوقات ، به ویژه در سفرهای دریایی ، کل پیراهن خیس می شد. این یک ضد عفونی کننده عالی بود که اکنون بخشی از پماد ویشنفسکی است.

ماهی و روغن ماهی. قزاق ها گوشت کمی خوردند زیرا شکار مدت زیادی طول کشید ، اما این ماهی را نان دوم نامیدند که باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می شود. از ماهی تازه صید شده نیز به جای کمپرس استفاده می شد. چند روز برش داده شد ، برش داده شد و به زخم بسته شد ، سپس به تازه تغییر یافت. اعتقاد بر این بود که گوشت تازه ماهی روند بهبودی را تسریع می کند. برای همین منظور ، چسب ماهی جوشانده شد: مقادیر زیادی فلس در دیگ ریخته شد ، برگ های چنار را اضافه کرده و روی آتش نگه داشتند تا زمانی که به توده ژلاتینی تبدیل شود و از آن کمپرس نیز ساخته شود. روغن ماهی مانند تار نیز برای جلوگیری از بیماری های پوستی ، در پیراهن ها خیس می شد.

گوشت و پوست گرگ. البته اخلاقی در روزهای قزاق ها مطرح نبود ، در مبارزه برای بقا ، قزاق ها از گوشت خام گرگ و همچنین ماهی استفاده می کردند - به زخم می زدند تا خونریزی نداشته باشد. پوست گرگ از کمبود خون یا سرماخوردگی از پشت یا پشت آن بسته شده بود.

آب آب نقش بسزایی در بهبود قزاق ها داشت. با طلوع آفتاب بلند شدن ، خواندن دعا ، پابرهنه در شبنم راه رفتن و شنا در برکه ها در هر زمان از سال ، و سپس ، اگر تابستان یا بهار بود ، به شورش گیاهان می پرداخت ، رایحه های ترمیم کننده و گرده را جمع می کرد ، گویی با طبیعت متحد می شود. .

"آب آهنگر" در بین سپاهیان در حال بهبود بود. این آب از یک کارخانه آهنگری بود که آهنگران در آن قصرها ، تبرها ، تیرها ، نعل اسب ها و سایر محصولات سخت کننده را در آن فرو می بردند. این ماده به صورت فعال با اکسیدهای آهن اشباع شده بود و برای نوشیدن یا تهیه نوشیدنی های مختلف مورد استفاده قرار می گرفت.

جالب اینجاست که در طول مبارزات ، قزاق ها سعی کردند هرگز آب خام ننوشند. اگر هنوز مجبور بودید این کار را انجام دهید ، سپس به آب خار مریم اضافه کنید ، که دارای عملکرد ضد میکروبی است. قبل از استفاده ، به عنوان مثال ، از آب گل آلود مرداب ، سربازان قبلا ذغال گرم نشده را از كوره قورت داده بودند. این اثر کربن فعال بود که امروزه همه در یک کابینت داروی خانگی نگهداری می کنند.

عمل. در موارد بسیار شدید ، هنگامی که قزاق به فوریت نیاز به گرفتن گلوله یا شکستگی استخوان داشت ، اندام آسیب دیده را با یخ پوشانده و آب سرد ریخت تا زمانی که حساسیت خود را از دست داد ، پزشک محلی ابزارها را در محلول نمک جوشانده و از طریق شعله های آتش منتقل کرد. سپس با استفاده از چاقوی گرم لبه های زخم را سوزاند ، آن را منبسط کرد و از قلاب های مخصوص برای گرفتن توپ یا استخوان استفاده کرد. سپس خیاطی کرد ، معجون و موهای بلند اسب را از قبل وارد کرد. اگر زخم شروع به چرک شدن می کند ، تمام آلودگی ها از طریق موها جریان می یابد و وقتی بهبود می یابد ، موها به راحتی بیرون می آیند.

بیمارستان های قزاق

از زمان این لشکرکشی ها ، ارتش با مجروحان زیادی بازگشت که برخی از آنها برای همیشه معلول بودند. این دلایل قزاق ها را بر آن داشت تا بیمارستان های خود را تأسیس کنند. اولین موسسه در منطقه دنیپر فعلی - بین رودخانه های نوا و استارا سامارا ظاهر شد. بیمارستان اصلی Zaporizhzhya در Mezhhyhirya در نزدیکی کیف افتتاح شد. سپس بیشتر این امکانات پزشکی و بهداشتی در صومعه ها سازماندهی می شد ، جایی که قزاق ها توسط راهبان بیشتر با معجون و نماز درمان می شدند. این به صورت رایگان اتفاق نیفتاد ، قزاق ها مقدار زیادی پول از کمپین ها به صومعه ها پرداخت کردند.

داروی قزاق

پزشکی قزاق بیشتر فلسفه ای است که مبتنی بر مطالعه ذخایر داخلی انسان است. اولکساندر پرتیولا ، مورخ ، یک روز قزاق معمولی را اینگونه توصیف می کند: فقط پس از آن - "روز کاری": آموزش نظامی و کار دستی. بعد از ناهار - دروس سواری. قبل از شام - نماز. یعنی قزاق 12 ساعت را در حرکت فعال گذراند و 4-5 بار نماز خواند. این ترکیب هم قدرت بدنی و هم روحیه را فراهم می کرد. همان گیوم دو بوپلان فرانسوی معتقد بود: "قزاق ها تقریباً بیماری را نمی دانند. بیشتر آنها در جنگ با دشمن یا از سنین پیری می میرند.

متن: سوتلانا اوستینا
کلاژها: ویکتوریا شهردارووا

مواد مشابه

مواد محبوب

شما ادامه دادید نسخه بتا سایت rytmy.media. این بدان معنی است که سایت در حال توسعه و آزمایش است. این به ما کمک می کند تا حداکثر تعداد خطاها و ناراحتی ها را در سایت شناسایی کنیم و سایت را در آینده مناسب ، موثر و زیبا برای شما ایجاد کنیم. اگر چیزی برای شما مناسب نیست ، یا می خواهید چیزی را در عملکرد سایت بهبود بخشید - از هر طریق که برای شما مناسب باشد با ما تماس بگیرید.
BETA