هنرمندان باید سیستم مختصات منحصر به فرد خود را داشته باشند. از این گذشته ، هر یک از آنها سعی می کنند با در دست گرفتن اسلحه های مختلف ، جهان را تا حد امکان عمیق تر بشناسند: دین ، ​​آداب معنوی ، شامنیسم ، زهد ، زیارت ، گرسنگی ، داروهای روانگردان و گاه آزمایش های کشنده بر روی بدن.

چه کسی و از طریق چه شیوه های معنوی و جسمی شاهکارهای خود را ایجاد کرده است ، چرا هنرمندان از طریق معنویت و فلسفه وجود ، پاسخ ها ، الهام و سبک خاص خود را می یابند و در کدام سبک های هنری متعالیه گرایی برجسته ترین است؟

روشهای تحول گرا و مارینا آبراموویچ Vipassana و Lesya Kurbas ، Transcendentalism of Ralph Emerson and Henry Thoreau ، یوگا جروم سالینجر ، اکولوژی معنوی کن ویلبر ، کارلوس کاستاندا و مراقبه دیوید لینچ - همه این روش ها از اقدامات معنوی شرقی وام گرفته شده اند. اینگونه است که آنها به دنبال یک سبک منحصر به فرد هستند و یک خدای درونی را می یابند که در لحظه های ناامیدی روحهای هنری حسی را الهام بخش و نجات می دهد.

رمانتیسم ، متعالیه ، احساس گرایی ، احساسات گرایی ، طبیعت گرایی ، آنارشیسم سبز ، عملکرد سبک ها و ژانرهای هنری است که متعالیه در آن ردیابی می شود و به محتوا و شکل به تمایلات معنوی گرایش دارند.

فرهنگ شیوه های غیر سنتی از زیبایی و لذت ، از رنج و آگاهی ، که به هنرمندان نزدیک است ، تفکیک ناپذیر است (بخشی / ویژگی). هنر به جستجوی اعماق احساسات انسانی ، مستعد ابتکار و آزمایش با ذهن است و این امر توسط "ذهن و جهان بینی شرقی" تسهیل می شود ، که باعث تقویت نیروانا و ماهیت خلاق انسان می شود.

تغییر آگاهی به معنای شروع تغییر جهان است: روش آبراموویچ و بودیسم تبت

مادربزرگ اجرا با 30 سال تجربه در اجراهای زمان واقعی که هوشیاری و نگرش مخاطب را به درد جسمی ، رنج و عشق تغییر می دهد. این هنرمند اذعان می کند که راهبان تبت و شیوه های بودایی تأثیر قابل توجهی بر او دارند.

نویسنده غالباً به آیینها ، صفات ، ریتم تکیه می زند و بنابراین محیط اطراف خود را تغییر می دهد و آن را مقدس می کند. این شیوه های وام گرفته شده و تفسیر خود است که مخاطبان آن را تحت تأثیر قرار می دهد.

قبل از هر آزمایش ، مارینا آبراموویچ با دقت آماده می کند: یک رژیم خاص بسته به عملکرد ، عملکرد شیوه های بدن ، مراقبه. آبراموویچ حتی روش خود را برای هنرمندان ایجاد کرد که مبتنی بر ویپاسانا است (نوعی مراقبه در بودیسم ، "توسعه بینایی همانطور که هست") - یک تمرین مراقبه ای است که در طی آن روزه ، تمرکز بر تنفس ، افکار ، احساسات است.

دانش آموزان دانه های برنج مشترک دارند ، احساسات لمسی پیدا می کنند ، با چشمان بسته در جنگل راه می روند و یک هفته در سکوت کامل تحمل می کنند.

در سال 1995 ، مارینا تمرین راهبان خوابیدن با اجساد را تکرار کرد. اعتقاد بر این است که این عمل مراقبه به درک جوهر مرگ و خلاص شدن از بدن کمک می کند. زیرا ، برای مارینا ، ابزار اصلی خلاقیت روح او از طریق بدن است - این همسر او است که در درد و رنج سخت می شود. با بررسی محدودیت های خود ، به دنبال تحول خود و جهان است. آبراموویچ مطمئن است که تنها تجربه بدنی به گسترش مرزهای آگاهی و معنویت کمک خواهد کرد.

زمین با گل می خندد: نویسندگان حیات وحش رالف امرسون و هنری تورو و متعالیه

رشد معنوی اغلب با عشق و مراقبت از طبیعت آغاز می شود. نویسندگان حیات وحش غالباً دارای فلسفه هایی از بوم شناسی ، زیست سنجی ، دیدگاه های مذهبی از تائوئیسم ، پانتزیسم ، بودیسم ، بت پرستی ، متعالیه گرایی و دانش عمیق زیست محیطی و پزشکی هستند.

متعالیه گر به معجزات اعتقاد دارد ، در گشودگی ابدی ذهن بشر به هجوم جدید نور و قدرت ، او به الهام و نشئه اعتقاد دارد و متعالیه گرای برای رسیدن به آن عظمت ، از اعمال معنوی استفاده می کرد. در واقع ، به همین دلیل است که آموزه های شرقی به او نزدیک هستند.

چنین نویسندگان هنری توراو و رالف امرسون بودند.

نماینده ای از متعالیه آمریكایی ، طبیعتگرای هنری تورو ، كه كتاب مشهور تجربی والدن یا زندگی در جنگل ها را نوشت ، یك سبك زندگی زهدآمیز تمرین كرد ، تغییرات طبیعی در خاطرات خود را توصیف كرد ، طبیعت گرایانه بود و از حفاظت از طبیعت دفاع می كرد.

موضوع اصلی آثار تورو بیداری معنوی بود که در زندگی روزمره پنهان است. تورو استدلال می کند که رشد معنوی مهمترین مؤلفه زندگی است. این منبعی است که از آن جریان می رود. برای انجام این کار ، خود تورو با جدیت مراقب بود و اغلب بر مزایای مراقبه تأکید می کرد.

مربی و بنیانگذار او متعالیه ، رالف امرسون بود که به مانیفست خود "طبیعت" معروف بود. در آن ، نویسنده نماد شخصیتی هماهنگ را منتقل می کند ، که از زیبایی طبیعت بلند می شود و با روح زنده وارد نوعی خلسه می شود. متفکر امرسون در آثار خود به پیشرفت شخصیت ، رابطه روح و طبیعت پرداخت.

پس از آنکه امرسون و بقیه روشنفکران آمریکایی قرن نوزدهم به نوشته های هندو و بودایی علاقه مند شدند ، متعالیه گرایی به دنیا آمد. اطلاعات کاملی درباره شیوه های امرسون و ثورو زنده مانده است ، اما تکانه های هنری آنها از ارتباط انسان و سیاره و علاقه آنها به آتمن (مفهوم جوهر معنوی در فلسفه) و آنچه فراتر از تجربه و حافظه انسان است آگاه هستند.

راه دیگر برای نگاه به متعالیه ها ، دیدن آنها به عنوان نسلی از افرادی است که برای تعریف معنویت و دین تلاش می کنند.

ralf-uoldo-emerson-عکس
رالف امرسون

مقاله نویس ، شاعر و فیلسوف آمریکایی ، یکی از بزرگترین متفکران و نویسندگان در ایالات متحده است

 

ما روی دو پای خود راه خواهیم رفت. ما با دستان خود کار خواهیم کرد. ما با ذهن خود صحبت خواهیم کرد ... ملت مردان برای اولین بار وجود خواهند داشت ، زیرا همه خود را الهام گرفته از روح الهی می دانند ، که همچنین الهام بخش همه مردم است.

یک جنگجو یک شکارچی قدرت است ، اگر شکار خود موفق باشد ، او به مرد دانش تبدیل می شود: کارلوس کاستاندا و تکنیک های shamanic هندی ها

در ابتدا یک انسان شناس و بعدها نویسنده-محقق شامانیسم و ​​جهان بینی غربی ، کارلوس کاستاندا 12 کتاب پرفروش را تحت تأثیر معلم خود دون خوان نوشت ، و از حمایتهای خود در این دانش استفاده کرد.

او برای حفظ سوابق میدانی و جمع آوری نقشه های قدیمی که نشانگر مکان های شهرهای باستانی هندی ها یاکی بود ، به مکزیک سفر کرد و مراقبه ، طغیان و گذرگاه های جادویی شمن های آمریکایی را فرا گرفت. او بعدا مراحل واضح تمرین مراقبه را در کتابهای خاطرات خود شرح خواهد داد و آنها را در تجربه خود تجربه می کند.

وی در کتابهای خود ایده واقعیت را که شامل زمینه های انرژی "نشر عقاب" است (دان خوان معتقد است که انسان نیز یک ساختار انرژی است که با جهان قابل رویت و نامرئی تعامل دارد) را تحلیل می کند. کاستاندا معتقد است که ایده اصلی مراقبه این است که فراتر از درک سنتی واقعیت باشد (آموزه های دون خوان).

تکنیک های shamanic گفت و گوهای داخلی را متوقف می کند و می آموزد که جهان را آنگونه که واقعاً هست - بدون نگرش و پاک کردن تاریخ شخصی پزشک متوقف سازد. برای انجام این کار ، کارلوس کاستاندا تاریخ و مکان تولد ، ملیت در زندگی نامه خود را تغییر داد و برای اینکه در نهایت پیوندهای شخصی را نفی کند ، تمام روابط خود را با دوستان و نزدیکانش قطع کرد.

در طول سفر تحقیقاتی ، Castaneda به دنبال قدرت شخصی از طریق یک جنگجو بود. دون خوان می گوید که این مسیر را می توان در هنر رویاهای کنترل شده و لکه دار کردن (ورود به واقعیت دیگری و تناسخ مجدد به شخص دیگر) یافت.

امروزه ، طرفداران Castaneda می توانند Tensegrity را یاد بگیرند - معابر جادویی شمن های مکزیکی از طریق تحقیقات Castaneda. این حرکات بدنی عجیب و غریب ، نفس کشیدن و موقعیت های بدن است که باعث می شود حالت هوشیاری یا خواب در واقعیت تغییر کند.

هنر در مورد مسئولیت عمق است: وظایف هنرمندان و هنر در رابطه با جامعه ، طبیعت و فرهنگ به طور کلی چیست؟

هنر آینه فرهنگ است ، به عنوان ماده چسباننده ای بین دنیای معنوی و مادی عمل می کند. و این خودنمایی افرادی است که آن را ایجاد یا مصرف می کنند.

هنر به تحقق و مطالعه خود ، منحصر به فرد بودن شما و همچنین شباهت هایی با فرهنگهای دیگر کمک می کند. ظهور هنر با توسعه دین ارتباط تنگاتنگی دارد. هنر برای اساطیر ، فلسفه و منبعی در توتمیسم یا جادوگری مهم است. بنابراین ، هنوز هم هنرمندان به دنبال حمایت از روحیه هستند و تمایل به اعمال باستانی دارند. بسیاری از آنها اطمینان دارند که اجدادشان دنیا و پدیده های اطراف طبیعت را بهتر احساس می کردند. این دانش است که به الهام و عشق کمک می کند و اساس خلاقیت است.

علاوه بر این ، هنر می تواند نه تنها انسان و جامعه بلکه بر خود طبیعت نیز تأثیر بگذارد. این نه تنها طبیعت را به تصویر می کشد بلکه آن را دگرگون می کند - هم در تخیل و هم در زندگی واقعی. این خود ماهیت انسان را دگرگون می کند.

این مسئولیت و دخالت هنر در دنیای معنوی (ناخودآگاه) ، شخصی ، جمعی و مادی ، مؤلفان خود را ملزم می کند نه سطحی ، آگاهی عمیق از روندها و نتایج کار خود ، بلکه بهبودی از فرسودگی برای این مسئولیت.

متن: آناستازیا سالاشنا
کلاژها: ویکتوریا شهردارووا

مواد مشابه

مواد محبوب

شما ادامه دادید نسخه بتا سایت rytmy.media. این بدان معنی است که سایت در حال توسعه و آزمایش است. این به ما کمک می کند تا حداکثر تعداد خطاها و ناراحتی ها را در سایت شناسایی کنیم و سایت را در آینده مناسب ، موثر و زیبا برای شما ایجاد کنیم. اگر چیزی برای شما مناسب نیست ، یا می خواهید چیزی را در عملکرد سایت بهبود بخشید - از هر طریق که برای شما مناسب باشد با ما تماس بگیرید.
BETA