ما هر روز از صدای خود برای برقراری ارتباط با دیگران یا با خود استفاده می کنیم. صحبت کردن معمولی است و از قبل کاملاً غیرقابل تصور است. اما ما در مورد صدای خود چه می دانیم؟ چرا او برای ما است و کارکردهای او چیست؟ در این ماده ، rytmy.media فهمید که چگونه صدا و سیمای ما به بدن کمک می کند تا خود تنظیم شود ، چطور گیره های صدا ظاهر می شوند و چرا تغییر صدا شجاعت می گیرد. و ما را در این امر یاری کرد مربی در زمینه راهبردهای ارتباط صوتی تینا جورجیفسکاوا.

455
تینا جورجیفسکا

خواننده ، بازیگر ، نویسنده ، روزنامه نگار ، مربی در زمینه راهبردهای ارتباط صوتی ، بنیانگذار آکادمی صدای تینا جورجیفسکاوا و نویسنده دوره آنلاین "شما شنیده می شود":

چرا فرد باید یاد بگیرد حرف بزند

  • اول ، این مدیریت تصور من بر مردم است.
  • ثانیاً ، این کنترل خود ، وضعیت گفتاری فرد ، صدای شخص است. درک این نکته مهم است که صدای من بر افراد دیگر ، بلکه من نیز تأثیر می گذارد.
  • سوم ، ارتباطات است.

توابع اصلی صدا

صدا دارای سه کارکرد اصلی است:

  • خودتنظیمی؛
  • ارتباطات؛
  • ارائه خودمان (وقتی در دنیا تجلی می یابیم ، با کمک "من" ، این حق رأی ماست).

خود تنظیم صدا و کنترل دیافراگم

صدا یک مهارت نه تنها روانشناختی بلکه فیزیکی است. به طور دقیق تر ، به همان اندازه روانشناختی و جسمی است. کنترل صدا کنترل بدن است. یکی به طور قابل توجهی بر دیگری تأثیر می گذارد.

اندام های تنفسی و اندام های صوتی یکسان هستند. هنگامی که من به درستی صحبت می کنم ، به درستی نفس بکشید ، درست صدا کنید ، دیافراگم به روش صحیح حرکت می کند. و هنگامی که دیافراگم به درستی کار کند ، من ماساژ دوم ارگان های داخلی را دارم. به نظر می رسد آنها در طی روز "کیلومترهای زیادی" را طی می کنند ، خونرسانی به کل بدن ، اشباع اکسیژن ماهیچه ها ، مغز وجود دارد.

یونانیان باستان دیافراگم را واژه "φρήν" (فرانسوی) می نامیدند. همین کلمه همچنین دلالت بر روح ، ذهن ، عقل ، اراده و خلق و خو دارد.

کنترل دیافراگم گامی به سوی خود تنظیم است. وقتی استرس را تجربه می کنیم ، اولین چیزی که در بدن اتفاق می افتد - دیافراگم گیره می شود ، و سپس زنجیره ای تمام قسمت های دیگر دستگاه صوتی ، شانه ها ، گردن و غیره را انجام می دهد. اگر تنش و آرامش دیافراگم را کنترل کنیم ، استرس را کنترل می کنیم.

ممنوعیت صدا از کودکی به نظر می رسد

ممنوعیت بیان (یا تجلی) خود از طریق صدا از کودکی برای ما به گوش می رسد. این فرایندی است که ما فقط کمی می توانیم تنظیم کنیم.

من همیشه به مادران می گویم در طول روز جایی و زمان کودک را پیدا کنند که بتواند با آرامش شخم بزند. لازم است. بله ، برای والدین دشوار است ، آنها باید استراحت کنند ، اما به همین دلیل باید یک مکان و زمان تنظیم شده وجود داشته باشد که هیچ کس کودک را خاموش نکند و او از آن آگاهی داشته باشد. از آنجا که من دیده ام که حتی بچه های سه ساله ، که یاد گرفته اند مادر خود را خوشحال کنند و همیشه بی سر و صدا صحبت می کنند ، در سن مناقصه خود ، در حال حاضر کلمات و هجا را می بلعند.

وقتی کودکی تازه یاد می گیرد حرف بزند ، بدون اینکه حتی نیمی از نامه ها را بگوید ، "پاییز شروع به صاف کردن آنها می کند" ، زیرا واقعاً می خواهد درک و شنیده شود. و هنگامی که می ترسد از درک آن دست بکشد ، متوقف می شود و شنیده می شود و ساکت می شود. این تأثیر محیط است.

از طرف دیگر ، هرچه فرد متمدن تر و اجتماعی تر باشد ، صداگذاری او هم بدتر می شود. زیرا بسیاری از ممنوعیت های داخلی و گفتگوهای داخلی وجود دارد که "دختران خوب سوگند نمی خورند" و "پسران خوب گریه نمی کنند."

چگونه توسعه فن آوری های اطلاعات در صدای ما منعکس می شود

برای نسل گذشته ، اوقات فراغت همچنان با آواز خواندن ، صحبت کردن ، داستان گفتن و خواندن با صدای بلند مشترک بود. در گذشته باندهایی وجود داشته اند که مردم به آنها پیوندهای اجتماعی شدیدی احساس می کردند ، اما اکنون چنین نیست.

وقتی مردم جلوی تلویزیون یا مانیتور هستند ، ترس جهانی و ناخودآگاه از تنها بودن ایجاد می شود. به نظر می رسد تمام دنیا در مقابل هریک از ما قرار دارد اما از طرف دیگر ، پشتیبانی از این دنیا احساس نمی شود. و به دلیل ترس ، صدای خود را از دست می دهیم.

چرا باید صدا باز کنیم

بسیاری شنیده اند که می توان از تنفس برای کنترل شرایط استفاده کرد ، اما حتی افرادی که به صورت تمرینی و تنفس یوگا ، پرایاماما را تمرین می کنند ، به دلایلی از این تجربه در گفتار استفاده نمی کنند. برای فرد مهم است که یاد بگیرد که در زندگی روزمره ، در هنگام گفتار روزمره تنفس صحیح داشته باشد و نه تنها درهای بسته ، در حین تمرین و در دایره افراد همفکر. مهم است که صدا باز شود.

وقتی صدا باز می شود ، فرصت دارم و به خودم حق می دهم کلمات را با صدای بلند بیان کنم ، اینگونه است که خودم را در جهان تجلی می کنم. و حتی اگر در برخی شرایط از ترس از صداگذاری کامل تر باشم ، با تمرین مداوم اثر متضاد را به دست می آورم - از ترس دست می کشم.

صدا و صدا عملی است که از پانچ مهم و مؤثر نیست. در عین حال ، یک مشت ممکن است گاهی اوقات یک مظهر اجتماعی باشد و صدای صدا قابل قبول است. و هنوز هم بیشتر شروع به زمزمه كردن كردیم ، دیگر مرسوم نیست كه صدایی را بیان كنیم. و این مربوط به حق رأی است - من وقتی صدا می کنم آشکار می شوم.

تمایل به تجلی و استفاده از حق رأی نیز در تلفظ صامتها و مصوت ها ، در بلع کلمات و صداها قابل ردیابی است.

هنگامی که فرد شروع به صحبت کامل ، با داکت و بیان خوب می کند ، نه تنها با اعتماد به نفس به نظر می رسد بلکه احساس متفاوتی نیز به همراه دارد.

تغییر چیزی در صدای شما شجاعت فوق العاده ای می طلبد

در اینجا مواردی از عمل من وجود دارد:

یک روز یک زوج نزد من آمدند و شوهرم از من خواست که با صدای همسرم کاری انجام دهم ، زیرا دیگر نتوانستم "فشردن" او را بشنوم. او اعتراض نکرد و این کار را کرد: او شروع به صحبت با صدای کامل ، بالغ و بالغ کرد. اما شوهر برای این کار آماده نبود. زیرا در کنار صدا ، درک خود فرد ، شکل و رفتار او تغییر می کند. این یک آزمایش جدی برای رابطه بود ، اگرچه خوب به پایان رسید.

برای تغییر صدا و سیما توسط یک مدیر ارشد جدی یک شرکت بزرگ به من نزدیک شد. و وقتی صدا شروع به تغییر کرد ، همکاران از روی عادت ، سؤال کردند: آیا مریض هستید؟ بعضی اوقات جواب می داد که بیمار است ، اما اصلاً ترسی از نشان دادن یادگیری و آمادگی برای تغییر ندارد. بنابراین صدا تغییر کرد و بعد از مدتی همه فراموش کردند که او یک بار متفاوت صحبت کرده است.

شروع به تمرین صدای شما و تغییر چیزی در صدای شما ، شجاعت فوق العاده ای به همراه دارد.

چرا رهاسازی بستها مهم است و در صورت عدم رها شدن چه خواهد شد

گیره ها انبار استرس ما هستند. این استرس کنسرو شده و احساسات منفی است.

مثلاً گیره های فک را بگیرید. وقتی فک ما چسبیده باشد (و همیشه در 99٪ از جمعیت گیره می شود) ، آنگاه پرخاشگری و درد من در پس زمینه متصل می شود. بنابراین مغز به خودی خود شروع به اختراع آنچه می تواند عصبانی ، توهین شده باشد ، حتی اگر هیچ دلیل عینی برای این وجود نداشته باشد.

همین گیره های موجود در فک ، اعماق لگن ها را تحریف می کند. این بلافاصله ناخودآگاه احساسات منفی را به دیگری منتقل می کند ، که ممکن است گوینده نباشد. اما گیره ها بدون اراده ما کار می کنند ، آنها ذره ذره می شوند. آنها غالباً باعث سردرد می شوند و هنگامی که شروع به فشردن آنها می کنیم ، متوجه می شویم که سردرد با آنها از بین می رود و صدای بافت ها نیز بهبود می یابد ، بیضی صورت سفت می شود.

رهایی از گیره ها هم از نظر روانشناختی و هم از نظر فیزیولوژیکی بسیار مهم است. اگر محدودیت های جسمی را آزاد کنیم ، خودمان را از این احساسات حفظ شده رها می کنیم.

ارتباط بین کسی که معالجه می کند و کسی که معالجه می شود

او توضیح می دهد که هر بیمار یا شخصی که احساس خوبی ندارد ، به احتمال زیاد نزد پزشک مهربان ، دلسوز ، به شخصی که فشار نمی آورد ، می رود.

و چگونه در صدا تعریف می شود؟ این نرمی ، تایم سینه و معده ، نکات تأیید و تشویق است. پزشک باید سرعت متوسطی داشته باشد ، زیرا سرعت سریع شروع می شود ، احساسات غیر ضروری ایجاد می کند. و متوسط ​​صدای صدا ، زیرا هر چیزی بالاتر از صدای طبیعی - باعث عصبی شدن می شود. داکت خوب وزن و اعتماد به نفس می بخشد.

و یک بیمار ، شخصی که احساس بدی دارد ، اجازه می دهد هر طور که بخواهد صحبت کند. این در حال حاضر یک صلاحیت حرفه ای یک پزشک است - صحبت کردن به گونه ای که باعث آرامش و ترغیب وی برای درمان لازم شود.

تمام ارتباطات صوتی برای آن دسته از حرفه هایی که پشتیبانی و کمک می کنند ضروری است. اما متأسفانه ، افراد در امر کمک به مشاغل بسیار کمتر از کسانی که هدف مذاکره ، صحبت کردن و به طور کلی ایجاد شغل را دارند ، کمتر اتفاق می افتند.

اگر صدا یک ماهیچه است ، آیا می توان آن را از بیرون لرزاند و ماساژ داد؟

لزوماً نوسان و ماساژ عضلات صوتی در خارج از بدن نیست. در این زمینه ، اندامهای ظریف و حساسی مانند غده تیروئید و دیگران که خود شما ، مگر اینکه شما یک ماساژور حرفه ای ، پوکی استخوان یا درمانگر باشید ، لمس خطرناک است.

در خارج ، شما از نظر جسمی فقط می توانید از خمیازه کشیدن - کوچک و بزرگ استفاده کنید. و برای محافظت از فک ، باید با بسته بودن دهان خمیازه بکشید. این مفید است! اگرچه افرادی هستند که نمی توانند خمیازه بکشند ، زیرا حتی این رفلکس قوی سرکوب می شود.

تمرین های صوتی

صدا چیزی است که با توصیه نمی توان آن را توسعه داد. اما همه آنچه شما با صدای بلند و با صدای بلند می گویید فرمولی است که کارایی دارد. "فکر گفته شده" بسیار بهتر از سکوت عمل می کند.

با صدای بلند و واضح دو کلمه "بله" و "من" را بگویید:
- بدون اینکه خود را شرمنده کنید ؛
- بدون نگه داشتن صدا
- دهان کاملاً باز ؛
- با صدای بلند
- به طور فعال بازدم
- گوش دادن به لحن خود ؛
- و گوش دادن به ارتعاشاتی که در بدن رخ می دهد.

این ساده ترین عمل برای هر روز است که به شما کمک می کند تا صدای شما بشنوید و از دست ندهید.

متن: ریتم Media.ink
کلاژها: ویکتوریا شهردارووا

مواد محبوب

شما ادامه دادید نسخه بتا سایت rytmy.media. این بدان معنی است که سایت در حال توسعه و آزمایش است. این به ما کمک می کند تا حداکثر تعداد خطاها و ناراحتی ها را در سایت شناسایی کنیم و سایت را در آینده مناسب ، موثر و زیبا برای شما ایجاد کنیم. اگر چیزی برای شما مناسب نیست ، یا می خواهید چیزی را در عملکرد سایت بهبود بخشید - از هر طریق که برای شما مناسب باشد با ما تماس بگیرید.
BETA