آنا بوراگو رئیس انجمن هیپوتراپیست های اوکراین است ، شخصی که همه چیز را در مورد اسب می داند. در بخش قابل توجهی از زندگی خود ، او و تیمش در جهت هیپوتراپی کار می کنند - یک روش درمانی مبتنی بر تعامل انسان با یک اسب مخصوص آموزش دیده ، متناسب با توانایی های بیمار ، برای درمان بیماری های مختلف. در عمل او ، صدها کودک نجات یافته احساس بهتری داشتند. این اسب ها واقعاً چه کسانی هستند و چگونه می توانند برای انسان مفید باشند؟ چگونه با کودکان و والدین آنها کار کنیم و شخص چه چیزی را می تواند از اسب یاد بگیرد؟ Rhythmms Media.ink تمام این موارد را از آنا بوراگو هنگام رفتن به هیپودروم کیف یاد گرفت.

بوراگو
آنا بوراگو

روانشناس پزشکی ، بنیانگذار و مدیر ، مرکز هیپوتراپی روت و رئیس انجمن هیپوتراپیست های اوکراین

چطور شروع شدند

به من توصیه شد که هیپوتراپی انجام دهم. فارغ التحصیل دانشکده حقوق بین الملل هستم ، اما تحصیلات دوم من روانشناسی پزشکی است. و هنگامی که من قصد داشتم مدرسه را به پایان برسانم ، به استاد ، دکتر علوم پزشکی آناتولی چوپریکوف ، او به من گفت که کودکان مبتلا به اوتیسم نیاز به هیپوتراپی دارند. وی سپس به عنوان سرپرست مرکز روانپزشکی کودکان در خیابان Pavlivska ، شروع به حمایت از من کرد و من این کار را شروع کردم زیرا از کودکی در ورزش سوارکاری شرکت کرده ام. من شروع به مطالعه زیادی کردم ، در سال 2013 من به عنوان رئیس هیپوترپیست های اوکراین سرپرستی کردم و سال گذشته نیز با اسب ها به فدراسیون بین المللی آموزش و درمان با اسب پیوستم که بیش از 54 کشور جهان دارد. اکنون اوکراین حق رای در آنجا را دارد.

نحوه انجام روند درمانی

ما با کودکان سر و کار داریم اما اکنون یک جهت بزرگسالی را باز خواهیم کرد. ما برنامه های مختلف زیادی داریم: هیپوتراپی کلاسیک با هدف درمان بیماری های سیستم اسکلتی عضلانی (فلج مغزی ، تیک های عصبی ، سکته مغزی) و درمان اختلالات روانی - عاطفی (تأخیر رشد گفتار ، رشد ذهنی و غیره) انجام می شود.

این اسب با تأثیر بر گیرنده های داخلی که در بافت ها و رباط های ما قرار دارد ، روی انسان عمل می کند و همچنین از طریق ارتعاشاتی که از خود اسب حاصل می شود ، بر سیستم عصبی مرکزی انسان نیز تأثیر می گذارد. نوسانات بالا و پایین ، چپ و راست ، عقب و جلو می رود. همه چیز به اسب بستگی دارد - کسی نوسانات بیشتری را به جلو و عقب می دهد ، کسی در جهت دیگر. بنابراین ، آنها به طور خاص تهیه شده اند و شما می توانید اسب خود را برای هر شخص انتخاب کنید. این انتخاب همچنین به قد و وزن شخص و همچنین درایت اسب بستگی دارد - برخی هموار هموار ، بعضی پویاتر حرکت می کنند. به عنوان مثال ، كودكان بسیار كوچك مبتلا به فلج مغزی به اسب احتیاج دارند كه تقریباً شنا خواهد كرد.

ما سوار اسب می شویم فقط وقتی کودک می تواند یا آماده نشستن است. ما بسته به نیاز کودک و آنچه در برنامه تجویز می کنیم ، تمریناتی داریم. سه نفر در یک تیم با بیمار مشغول به کار هستند: یک مربی هیپوتراپی که کلاس ها را برگزار می کند ، یک اسب سوار که اسب را هدایت می کند و یک دستیار که کودک را بیمه می کند.

این تکنیک از این واقعیت پیچیده است که شما باید بتوانید اسب ها را اداره کنید. بدون اطلاع از اسب ها نمی توان به هیپوتراپیست تبدیل کرد. آنها می توانند غیرقابل پیش بینی باشند ، بنابراین افرادی که با آنها همکاری می کنند باید روش ها را یاد بگیرند و دارای گواهینامه ها و آموزش های مناسب - پزشکی یا روانشناختی باشند. از سال 2017 ، انجمن هیپوتراپیست های اوکراین (که ما متعلق به آنها هستیم) به همراه دانشگاه ملی پزشکی دوره های آموزشی برای متخصصان هیپوتراپی را برگزار می کنند. در پایان دوره شخصی گواهی دریافت می کند.

درباره مسئولیت کودکان

به طور کلی ، من مردم را به افراد مسئول زندگی و کسانی که می خواهند از مسئولیت فرار کنند تقسیم می کنم. اگر شخصی عاشق مسئولیت باشد ، برای او آسان است. اما البته یک عامل انسانی هم وجود دارد. حتی بهترین متخصص دارای نارسایی است ، به عنوان بسیاری از جراحان درجه یک که نتوانستند بیماران را نجات دهند.

ما میزان مسئولیت و بالاتر از همه امنیت را درک می کنیم.

درباره کار با والدین

والدینی را می بینم که علی رغم پیچیدگی اوضاع ، هنوز هم از فرزندان خود مراقبت می کنند ، روی آنها سرمایه گذاری می کنند. همه با هم فرق دارند ، برخی نگران هستند. به عنوان مثال این والدین که فرزند اوتیسم دارند - قهرمانان بزرگی هستند ، زیرا هر روز با کودکان در تعامل هستند و به همان راحتی که در نگاه اول به نظر می رسد آسان نیست. آنها قدرت ، عشق را پیدا می کنند ، انواع مختلف توانبخشی را امتحان می کنند.

این اتفاق می افتد که با کودک سر و کار داریم و نتیجه را می بینیم ، اما والدین نمی بینند. این یک موضوع ایمان و درک است. به همین دلیل ما به طور قطع همه والدینی را که به همراه فرزندان خود به سمت ما می آیند سوار بر اسب قرار می دهیم تا بتوانند همه چیز را برای خود حس کنند و درک کنند که این روند چگونه انجام می شود.

درباره تعامل انسان و اسب

اگر در مورد کودکان بیمار کوچک صحبت کنیم ، تعامل از طریق حرکت ، از طریق لمس ، از طریق تماس رخ می دهد. بعید است که اسب بخواهد این تماس را برقرار کند - بلکه به سادگی وجود دارد. کودک اسب را لمس می کند ، او را در آغوش می گیرد ، لرزش های خود را احساس می کند ، تماشای نحوه خوردن او را مشاهده می کند.

اگر در مورد بزرگسالان صحبت کنیم ، اسب کاملاً طبیعی جلوه می کند - این تجسم اساس حسی ما است. اسب دارای میدان بسیار قوی است و او بلافاصله آنچه در این زمینه اتفاق می افتد را می خواند. و جالب ترین چیز آغاز می شود - چگونه یک اسب خود را نشان می دهد و چگونه یک شخص. اسب همیشه احساس می کند که فرد در چه شرایطی به او می رسد ، خواه قصد تجاوز خود را نشان دهد ، چه نیات خوبی داشته باشد. ورزشکاران از این نظر جاه طلب تر هستند ، می توانند خیلی سخت باشند. اما مبارزه برای قدرت مؤثر نیست - ما نیاز به همکاری با اسب داریم.

درباره همکاران خارجی

همکارانی هستند که خیلی جلوتر هستند. ما در اوکراین فقط روان درمانی را با اسب شروع می کنیم و افرادی هستند که ده ها سال است که تمرین می کنند. اما در هیپوتراپی کودکان ما موفق هستیم و به دیگران آموزش می دهیم. در آمریكا ، یوگا با اسب انجام می شود ، ما این كار را نمی كنیم ، اما جالب است. همیشه یک دلیل برای یادگیری وجود دارد.

درباره تعادل و انسانیت

اسب باید در طبیعت زندگی کند. اما در زمان ما او در آنجا زنده نخواهد ماند. اگر تاریخ را بخاطر بسپاریم ، در طبیعت اسب ها 1 متر 30 سانتی متر زندگی می کردند .در منطقه منطقه چورنوبیل اسب های وحشی Przewalski پرورش داده ایم ، اما زنده ماندن آنها دشوار است ، آنها توسط گرگ ها شکار می شوند. و حتی یک پا شکسته برای اسب مشکل دارد. بنابراین ، ممنوعیت مشارکت در اسب ها افراطی است که منجر به مرگ خود حیوانات خواهد شد.

از طرف دیگر ، بیایید مراقبت از خودمان را نیز شروع کنیم. اگر خود ما بیشتر با طبیعت ارتباط مکرر داشته باشیم ، انسانیت بیشتری نیز برای حیوانات خواهیم داشت.

از طرف دیگر ، بیایید مراقبت از خودمان را نیز شروع کنیم. اگر خود ما بیشتر با طبیعت ارتباط مکرر داشته باشیم ، انسانیت بیشتری نیز برای حیوانات خواهیم داشت.

کار با اسب با انسانی و غیر انسانی امکان پذیر است - همه چیز به شخص و تکنیک های آن بستگی دارد. اسب یک حیوان غیرقابل پیش بینی است ، نیرو به گونه ای است که می تواند بکشد و شما باید بتوانید با آن رابطه برقرار کنید. یعنی انسانیت باید کفایت کند.
در همه چیز باید محدودیت و مرز وجود داشته باشد. به عنوان مثال وقتی کودکی آنها را ندارد ، شروع به بررسی می کند که در کجا و کجا متوقف می شود. "مرزها را به من نشان بده!" - کودک را پخش می کند.

شما نمی توانید کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهید. می توان مرزها را نشان داد اما با درک و در لحظه مناسب. والدین از نظر عشق محدود هستند - و این بسیار مهم است.

درباره دلبستگی به اسب و مسافت

ما هم با بستگان و هم عزیزان خود به فاصله احتیاج داریم. زیرا از فاصله ای مشخص است که من من هستم و تو هستی. در ابتدا هیچ مرزی وجود ندارد ، و سپس جدایی وجود دارد - طبیعی است. البته ، ما عاشق اسب های خود هستیم. هرکسی که با اسب خاصی کار کند با آن گره خورده است. روابط شکل می گیرد ، شما از قبل رفتار اسب ، شخصیت او را می دانید.

انسان مدرن از اسب چه می تواند بیاموزد؟

اسب از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است ، قوانین خاص خود را در گله دارد. در روان درمانی گروهی وقتی در یک فضای بسته (در عرصه ورزش) قرار دارید و یک گله آزاد آزاد می شود ، عملی وجود دارد و شما باید همه کارها را انجام دهید تا اسب ها برای نزدیک شدن به شما باشند. شما نمی توانید آنها را بکشید! اگر با آن افکار یا احساسات نباشید - اسب مناسب نخواهد بود. جالب است که خود را طوری تنظیم کنید که اسب داوطلبانه به آن نزدیک شود. این روشها باعث ایجاد حساسیت و درمان الکسیتیمی (عدم حساسیت) می شوند.

شما خود را در چنین عملی ملاقات می کنید ، و سپس این کار را با روان درمانی انجام می دهید. وقتی خودم آن را امتحان کردم ، متعجب شدم ، زیرا شما شکر ، طعمه ندارید.

و همچنین ترتیب اسبها (به عنوان عملی طبق هلینجر) نیز وجود دارد. اسب بلافاصله زمینه ی قرارگیری را به تصویر می کشد. شما یک درخواست را تدوین می کنید ، تراشه هایی با اهداف قرار داده می شوند و مشاهده می کنید که اسب ها چگونه با آنها تعامل دارند ، این روند بسیار جالب است. وقتی خودم این تمهیدات را پشت سر گذاشتم ، هدف من حفظ تمامیت درونی من بود. سپس گله دقیقاً در همان جهت حرکت كرد كه من نمی خواهم از آنها نزدیك شوم. گریه کردم ، این روی من تأثیر گذاشت. اکنون می فهمم که برعکس لازم است محافظت در یک زندگی حذف شود. اسبها تصویری کاملاً متفاوت از زندگی من را به من نشان دادند و خیلی کمک کرد. بعد از بیش از 20 سال تمرین ، اینها باورنکردنی ترین چیزها برای من هستند. دانشگاه هایی در جهان وجود دارند که روان درمانی اسب یک موضوع اجباری است. ما قصد داریم این منطقه را در اوکراین توسعه دهیم.

متن: کاترینا گلادکا
کلاژها: ویکتوریا شهردارووا

مواد مشابه

مواد محبوب

شما ادامه دادید نسخه بتا سایت rytmy.media. این بدان معنی است که سایت در حال توسعه و آزمایش است. این به ما کمک می کند تا حداکثر تعداد خطاها و ناراحتی ها را در سایت شناسایی کنیم و سایت را در آینده مناسب ، موثر و زیبا برای شما ایجاد کنیم. اگر چیزی برای شما مناسب نیست ، یا می خواهید چیزی را در عملکرد سایت بهبود بخشید - از هر طریق که برای شما مناسب باشد با ما تماس بگیرید.
BETA